بررسی داستان شب – جوانان بخوانند – چکیده صد کتاب
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 16:54
داستان شب – جوانان بخوانند – چکیده صد کتاب این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «داستان شب – جوانان بخوانند – چکیده صد کتاب» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به ...
پشت پرده شیوانا - از درون شاد باش
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 16:54
شیوانا - از درون شاد باش در این گزارش به بررسی کامل «شیوانا - از درون شاد باش» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را ...
"دعا کنیم فقط خدا دستمونو بگیره"؛ روایت کامل
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 16:54
"دعا کنیم فقط خدا دستمونو بگیره" اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «"دعا کنیم فقط خدا دستمونو بگیره"» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جز...
روایت تازه از داستان شب _ گاهی وقتها صلاح ومصلحت در اين است كه "بنده" بسیار به در خانه ي "خدا" برود...
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 16:54
داستان شب _ گاهی وقتها صلاح ومصلحت در اين است كه "بنده" بسیار به در خانه ي "خدا" برود... اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «داستان شب _ گاهی وقتها صلاح ومصلحت در اين است كه "بنده" بسیار به در خانه ي "خدا" برود...» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تما...
پشت پرده طنزمایه
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 16:54
طنزمایه در این گزارش به بررسی کامل «طنزمایه» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دختری کتاب میفروخت و...
✨#داستان_شب ✨ خداوند الطاف مخفی دارد،
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:50
مردی به پیامبر خدا، حضرت سلیمان، مراجعه کرد و گفت: ای پیامبر میخواهم، به من زبان یکی از حیوانات را یاد دهی. سلیمان گفت: توان تحمل آن را نداری. اما مرد اصرار کرد سلیمان پرسید، کدام زبان؟ جواب داد زبان گربه ها، چرا که در محله ما فراوان یافت می شوند. سلیمان در گوش او دمید و عملا زبان گربه ها را آموخت. ...
"دعا کنیم فقط خدا دستمونو بگیره"
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 18:36
دختری با پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند. پدر رو به دخترش گفت:xa0دخترم دست من را بگیر تا از پل رد شویم. دختر رو به پدر کرد و گفت: من دست تو را نمیگیرم تو دست مرا بگیر. پدر گفت: چرا؟ چه فرقی میکند؟ مهم این است که دستم را بگیری و با هم رد شویم. دخترک گفت: فرقش این است که اگر من دست تو را بگیرم مم...
داستان شب _ گاهی وقتها صلاح ومصلحت در اين است كه "بنده" بسیار به در خانه ي "خدا" برود...
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 18:36
روزي حضرت ابراهيم(علیه السلام) در نزديكي بيت المقدس پيرمردي را ديد. حضرت با پیرمرد مشغول صحبت شدند وپرسیدند منزلت كجاست؟ پاسخ داد كه:xa0منزلم پاي آن كوه است. xa0حضرت ابراهيم فرمودند مهمان هم ميپذيري؟ xa0پيرمرد تاملي كرد و گفت: عيبي ندارد ولي آبی در مسير هست که عبور از آن مشكل است و قایق هم نداریم! ح...
طنزمایه
-
تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 18:36
دختری کتاب میفروخت و معشوقهاش را دید که بهسویش میاید، در این حال پدرش در نزدیکش ایستاده بود. به معشوقهاش گفت: آیا بهخاطر گرفتنِ کتابیکه نامش " آیا پدر در خانه هست" از شکسبرس نویسندۀ آلمانی، آمدهیی؟ پسر گفت: نخیر! من بهخاطر گرفتنِ کتابی به اسم " کجا باید ببینمت" از توماس هرنانیز نویسندۀ انگلیسی، آمده...
"دعا کنیم فقط خدا دستمونو بگیره"
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:48
دختری با پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند. پدر رو به دخترش گفت:xa0دخترم دست من را بگیر تا از پل رد شویم. دختر رو به پدر کرد و گفت: من دست تو را نمیگیرم تو دست مرا بگیر. پدر گفت: چرا؟ چه فرقی میکند؟ مهم این است که دستم را بگیری و با هم رد شویم. دخترک گفت: فرقش این است که اگر من دست تو را بگیرم مم...
شیوانا - از درون شاد باش
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:23
ایام بهار بود و مردم برای جشن بهاری خود را آماده می کردند. چند دلقک از سرزمینی دور از دهکده شیوانا عبور می کردند. آنها نمایشی ترتیب دادند و شرط تماشای نمایش را پرداخت مبلغی سنگین تعیین کردند. همه مردم نمی توانستند این نمایش خنده دار را ببینند و فقط عده خاصی می توانستند به دیدن نمایش بروند. روزی شیوا...
داستان شب – جوانان بخوانند – چکیده صد کتاب
-
تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 21:47
طولانی برنامه داشته باشید ـ بزرگی می گویید اگرآدمی در دنیا کاری انجام داد وموفق شد معنی آن این است که همه ی آدم ها میتوانند آن کار را انجام دهند و موفق با شند.-بزرگترین نعمت خداوند در زندگی بعد از نعمت حیات و سلامتی ، دوستی یک مرد بزرگ می باشد چرا که دوستی یک مرد بزرگ انسان را به آرزهایش می رساند.
شیوانا - ارزش ذهن آزاد
-
تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 18:00
زن و مرد جوانی برای کسب آرامش نزد شیوانا آمدند. آنها به شدت مضطرب و افسرده بودند و از شیوانا می خواستند تا به آنها روشی برای بی خیالی و آسودگی ذهن بیاموزد. شیوانا دستش را به سوی آنها دراز کرد و گفت :” نگرانی خود را در کف دست من بگذارید تا شما را از آن رها سازم!؟ ” زن با لکنت گفت:” اما استاد نگرانی م
داستان امامان – حضرت علی علیه السلام – تقسیم بیت المال به طور مساوی
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 16:07
روزی امیرالمومنین (علیه السلام) به عمار یاسر و عبدالله بن ابی رافع و ابوهیثم تیهان، ماموریت داد xa0 تاxa0مالی راxa0که در بیت المال بود،xa0تقسیم کنند و به آنها فرمود: «عادلانه تقسیم کنید و کسی را بر کسی xa0 برتری ندهید.» آنها مسلمانان را شمردند و مقدار مال را نیز حساب کردند ، معلوم شد که به هر کس سه ...
قصه های خواب - کلاغ سفید
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 9:13
يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچكس نبود لانه ي آقا كلاغه و خانم كلاغه توي دهكده ي كلاغها xa0 روي يك درخت سپیدار بود. آنها سه تا بچه داشتند. اسم بچه هايشان سياه پر ، نوك سياه و xa0 مشكي بود. وقتي بچه ها كمي بزرگ شدند، آقا و خانم كلاغ به آنها پرواز كردن ياد دادند. بچه xa0 كلاغها هر روز از لانه بيرون مي...
داستانهای دینی و مذهبی – باغ ضروان
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 9:13
در زمانهای گذشته ، مردی صالح و ربانی و عاقبت اندیش در روستایش بنام (ضروان) ، نزدیک یمن xa0 زندگی می کرد . او صاحب کشتزار و باغ پرمیوه بود . او از رسیدگی به زندگی مستمندان و xa0 احسان به آنها دریغ نمی کرد ، به طوری که از محصول باغ و کشت خود ، به اندازه کفاف برمی xa0 داشت و برای سپاس از نعمتهای خداوند...
مجموعه داستانها - عجایبی از امام علی علیه السلام – 4 – علی علیه السلام در میان قوم عطرفه
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 9:13
از جمله نشانه ها و معجزات امیرالمومنین روایتی است که زادان از سلمان نقل نموده است. روزی xa0 رسول خدا (صل الله و علیه و آله و سلم) در بطحا نشسته و جماعتی از اصحاب نزد ایشان بودند. آن xa0 حضرت در حالی که رو به ما داشت و حدیث می فرمود، ناگاه به گردبادی نظر افکند که گرد و غبار به پا xa0 می کرد و همینطور...
60داستان از 60 انسان موفق - 6 - توماس واتسون، میلیاردر IBM
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 9:13
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0طرز تفکر، بینش و زاویه نگاه هرکس به اطرافش، غم و شادی و اندوه و نشاط او را رقم می زند. پول نداشتن یا به مقدار دلخواه نداشتن آنقدر دردناک و ناراحت کننده نی...
حکایت بهلول – بهلول و بهشت
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 9:13
هروقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه xa0 میکرد.xa0پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و xa0 مثل بچه ها گِل بازی می کرد. آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. xa0 جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُ...
داستان امامان – حضرت علی علیه السلام – اخلاص در عمل
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 9:13
جنگ خندق یا احزاب در سال پنجم هجری جنگی سرنوشت ساز بود که امید مشرکین قریش را برای xa0 شکست دادن مسلمین ناامید کرد . مهمترین واقعه ای که در این جنگ پیش آمد ، کشته شدن عمروبن xa0 عبدود به دست علی (حضرت علی علیه السلامxa0) بود . حضرت رسول (صل الله و علیه و آله و سلم) xa0 ضربت علی (حضرت علی علیه السلام...